کودکی که هنوز به حرف نیامده است، عموما فقط هیجانات را تجربه می کند و جهان را به گونه ای کاملا متفاوت از کودکی که صحبت می کند، ادراک می کند. این امر منعکس کننده تفاوت واضحی بین تصمیمات پیش نویس در اوایل (اصل پیش نویس) و اواخر (متمم پیش نویس) دوران کودکی است. تفاوت های زیادی بین زمان بندی عقاید پیش نویسی از اوایل دوران کودکی تا اواخر آن وجود دارد.

در اینجا چهار ویژگی اصلی متمم پبش نویس را در مقایسه با اصل پیش نویس را مطرح می کنم:

  1. تصمیمات اولیه عمدتا به صورت غیرکلامی هستند، درحالی که تصمیمات مربوط به اواخر دوران کودکی عمدتا کلامی هستند. پیش از این نیز اشاره کرده بودم که این موضوع، قانون کلیدی رایج تصمیمات اولیه از تصمیمات بعدی پیش نویس است. با توجه به اینکه ما در کودکی عمدتا تصمیماتمان را بدون کلمات شکل داده ایم، هر نوع توصیف کلامی تنها می تواند یک تقریب از تجربه واقعی ما باشد. به گونه ای کاملا مشابه در دوران بزرگسالی ما این تجارب را در رویاهای مان خواهیم داشت. بدون استفاده از منطق دوران بزرگسالی و در عوض بر مبنای هیجان که جوهر اصلی تصمیمات دوران کودکی است، تصوراتی مبهم و متغیر شکل می گیرد.
  2. تصمیمات اولیه به جای آن که با توجه به تفکر منطقی اواخر دوران کودکی و یا دوران بزرگسالی باشد،بر مبنای افکار عینی و جادویی شکل می گیرد. تحقیقات انجام شده در مورد تفکر کودکان (به عنوان مثال پیاژه، ۱۹۵۱) دلالت بر آن دارد که غالبا کودکان خدسال به جای آنکه از مفاهیم عمومی و تفکر بالغانه ای که به صورت علت و معلول می شناسیم استفاده کنند، بر مبنای تفکر جادویی تصمیم گیری و فکر می کنند. احتمالا شما هر دو خصیصه ذکر شده را در عقاید خودتان با اندکی تامل و خودکاوی مشاهده خواهید کرد. به عنوان مثال دختری را فرض کنید که خواهرش در دوران طفولیت فلج شده است. او ملاحظه می کند که به نظر می رسد والدینش به صورت بی حد و مرز در مورد خواهر از فلجش نسبت به او احساسات بیشتری را نشان می دهند. بنابراین راه کسب توجه والدین در این موقعیت معیوب شدن و معیوب ماندن است. این دختر در بزرگسالی به عنوان یک فرد بالغ احتمالا این عقیده را به صورت ناخوداگاه داراست که: برای من به دست آوردن عشق، تایید وتوجه والدین و حالا دیگران، معیوب بودن است.
  3. تصمیمات اولیه غالبا قطعی و فراگیر هستند، در حالی که تصمیمات بعدی یشتر متمرکز بر هدف هستند. این امر ارتباط نزدیکی با موضوع بقا دارد.  معمولا کودکان خردسال تصمیمات پیش نویسی را به عنوان بهترین راه زنده ماندن در جهانی خصمانه در نظر می گیرند. آنها ناتوان از درک ماهیت پیچیده علت و معلول هستند و تصمیماتشان را بر مبنای اصطلاحاتی از این قبیل نمی گیرند: بهتر است مراقب باشم که فلان اتفاق نیفتد. بهتر از قبل ار انکه کاری را انجام دهم، رشرایط را ارزیابی کنم. به جای این احتمالات آنها اینگونه تصمیمات فراگیر را اخذ می کنند: به هیچ قیمتی نباید دوباره تنها بمانم، یا برای آنکه زنده بمان، نباید مادر یا پدر را برنجانم یا عصبانی کنم. 
  4. غالبا کودک خردسال تصمیمات اولیه را جهت حفظ بقاء و اجتناب از ناراحتی اخذ می کند. این امر در مغایرت با تصمیمات متمم پیش نویس است که او در سنین بالاتر برای حفظ شایستگی شخصی خود له اجرا در می آورد. لازم است این موضوع را در ذهن داشته باشید که مفهوم بقاء برای کودک می تواند متفاوت از افراد بزرگسال و کودکان بزرگتر باشد. برای طفل مفهوم بقا بیشتر از آنکه به معنای اجتناب از آسیب جسمانی باشد، به معنای حفظ توجه و عشق والدین نسبت به خود است.

در ادامه به دوازده مورد از عقاید پیش نویسی رایج توجه کنید(بازدارنده ها)

جزییات متن پیش نویس اصلی برای هر کس منحصر به فرد است. با این وجود موضوعات گسترده مشخصی بارها در تحلیل عقاید پیش نویسی در دوران اولیه کودکی، تکرار می شوند. رابرت و ماری گلدینگ بر مبنای تجارب شان در کار روان درمانی، دوازده مورد از این عقاید رایج را معین کرده اند. این موضوعات دوازده گانه پیش نویسی بر مبنای پیام های محدود کننده پیش نویسی اند (بازدارنده رفتار هستند) که ما در خردسالی انها را از والدین خود دریافت کرده ایم. جهت انتقال مفهوم آنها، هر پیامی را با «نباش» به کار می بریم. به عنوان مثال: «صمیمی نباش». 

در اینجا من در ابتدا روی تصمیماتی که کودک در اطاعت از این پیام ها اخد می کند، متمرکز شده ام. مااین تصمیمات را تحت عنوان عقاید پیش نویسی وارد زندگی بزرگسالی خود کرده ایم یا می کنیم. بنابراین من به جای استفاده از فعل «نکن» از «نباید» به همراه ضمیر «من» استفاده می کنم. 

  1. من نباید زنده باشم
  2. من نباید خودم باشم
  3. من نباید بچه باشم
  4. من نباید بزرگ شوم
  5. من نباید موفق شوم
  6. من نباید فکر کنم
  7. من نباید هیچ کاری انجام بدهم
  8. من نباید مهم باشم
  9. من نباید تعلق داشته باشم
  10. من نباید صمیمی بشوم
  11. من نباید سالم باشم (به دوشکل عقلانی و یا جسمانی)
  12. من نباید احساس کنم

فردی که در دوران کودکی هرکدام از این تصمیمات را اخذ کرده، در بزرگسالی آنها را تحت عنوان عقاید پیش نویس وارد زندگی اش می کند.

هم اکنون شما می توانید از طریق کلیک بر روی همین بخش تست مربوط عقاید پیش نویسی (بازدارنده ها) را انجام دهید و از غالب ترین بازدارنده پیش نویسی خود آگاه شوید. 

در مقاله بعدی به توضیح سوق دهنده ها می پردازم، شما می توانید از طریق کلیک بر روی این متن به مقاله بعدی دسترسی پیدا کنید.

محمد مهرگان

کارشناس ارشد مشاوره خانواده

 

تست شناسایی بازدارنده ها

بازدارنده ها دستورات «والدی» هستند که شما را از انجام کار، رفتار، تجربه یا احساس بخصوصی نهی می کنند و شما، خود را مجاز به انجام دادن آنها نمی دانید و با آنها سازگاری می کنید.

زمان شکل گیری بازدارنده ها و سوق دهنده ها عموما بین دو تا هفت سالگی است. در نتیجه عموما از سطح آگاهی ما خارج هستند.

شما اکنون می توانید با انجام این تست از بازدارنده های غالب خود آگاه شوید.

زمان تقریبی : 10 دقیقه